عبد الله قطب بن محيى
54
مكاتيب عبد الله قطب بن محيى
ديوار برزخ مردمان در چه كارند ؟ قال رسول اللّه : « لو تعلمون ما اعلم لضحكتم قليلا و لبكيتم كثيرا » . اعاذك اللّه حبيبى من عذاب المقابر و فتنة المحيا و الممات . * * * بسم اللّه الرّحمن الرّحيم مكتوب 7 - مثل الحكماء آدمى را غير اين جهان جهانى است كه بازگشت او به آنجا است و راه آدمى به آن جهان مرگ است ، چون مرد به آن جهان مىرود . و اسباب زيست آن جهان ، در اين جهان حاصل توان كرد ، و آن كردارهاى شايسته است ، بلكه آدمى را به اين جهان نفرستادهاند مگر براى آنكه اسباب زيست آن جهان فراهم آورد . او غلط كرده و پنداشته كه مگر براى آن به اين جهان آمده كه خوشى اين جهان بچشد ! لاجرم به جمع اسباب خوشى و سعادت اين جهان مشغول است و چون به آن جهان رود مفلس و بىچيز باشد و اسباب زيست در آن جهان نداشته باشد ، جاويد در بدبختى و بدحالى بماند ! سبحان اللّه مردمان در تابستان اسباب زمستان فراهم مىآورند ، چون جزم مىدانند كه زمستان خواهد بود ، چرا در دنيا اسباب آخرت فراهم نمىآورند ! چون جزم مىدانند كه آخرتى خواهد بود . حكما مثلى زدهاند ، حال دنيا و آخرت را گفتهاند : مملكتى بود كه چون سر سال شدى پادشاه كهنه را بكشتى نشاندندى و به ساحلى بىآب و گياه بردندى و برهنه آنجا سر دادندى و خود بازگشتندى و صباح بر در دروازه شهر منتظر نشستندى ، اول كسى از غريبان كه آمدى او را بر خود پادشاه كردندى و او عادت ايشان ندانستى ، باز چون سر سال شدى با او همان كردندى كه با پادشاه اول ، هميشه عادت ايشان اين بودى ! يك نوبت مردى غريب صباح سر سال اتفاقا به آن شهر رسيد ، جماعتى را ديد كه